قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / دسته‌بندی نشده / نیاز، خواسته و تقاضا

نیاز، خواسته و تقاضا

اولین مفهومی که در بازاریابی مورد بحث قرار می گیرد «نیاز» است. نیاز کمبودهایی است که افراد در درون خود احساس می کنند و تلاش برای رفع  این کمبودها آنها را به تکاپو و تلاش وا می‌دارد.
حتماً با سلسله مراتب نیازهای مازلو آشنا هستید، مازلو نیازهای انسانی را به ۵ طبقه تقسیم می‌کند:
نیازهای زیستی (گرسنگی، تشنگی، میل جنسی و…)
نیاز به امنیت
نیاز به تعلق اجتماعی
نیاز به احترام
نیاز به خودشکوفایی

البته روانشناسان دیگر طبقه‌بندیهای دیگری از نیازها ارائه می‌دهند. مثلاً ویلیام گلاسر نیز نیازهای انسان را در ۵ گروه قرار می دهد:
نیاز به بقا
نیاز به دوست داشتن و تعلق اجتماعی
نیاز به قدرت و کنترل دیگران
نیاز به آزادی و کنترل زندگی خود
نیاز به تفریح و خوشی

اما علیرغم تفاوتهائی که  در نظریات روانشناسان در مورد چیستی نیازهای انسانی وجود دارد، نیازها وجود دارند و محرک رفتار انسانی هستند و ساخته و پرداخته بازاریابان نیستند.

خواسته
اما نیاز در همه افراد و همه جوامع به یک شکل خود را نشان نمی دهد بلکه معمولا تحت تاثیر فرهنگ و اجتماع و شخصیت فرد به شکل خاصی بروز می کند که «خواسته» و گاهی نیز «نیاز ثانویه» نامیده می‌شود. یک امریکایی وقتی در خیابان احساس گرسنگی می‌کند احتمالا ساندویچ مک‌دونالد و یا سیب‌زمینی سرخ کرده می‌خورد، در حالی یک فرد ایرانی مثلاً در آبادان به فلافل فروشی می‌رود و فلافل می‌خورد.

تقاضا

مفهوم دیگری که در بازاریابی اهمیت دارد «تقاضا» است. بدیهی است که افراد خواسته های متنوعی دارند ولی همواره قدرت خرید آن را ندارند. وقتی فردی قدرت خرید خواسته هایش را داشته باشد و متقاضی خرید آن خواسته نیز باشد تقاضا بوجود می‌آید.
خواسته های افراد اجتماع به شکل محصولات، خدمات، تجارب و اطلاعات توسط شرکتهای بزرگ و کوچک و همچنین مشاغل فردی به بازار عرضه می‌شود.

نزدیک‌بینی در بازاریابی
یکی از نکات مهمی که هر بازاریابی باید آن را بداند و ذکر آن در اینجا که صحبت از تقاضا به میان آمد لازم است، این است که خریداران در پی ارضای نیازها و خواسته خود هستند نه محصول یا خدمات شما.  کسی که فقط  به محصولات خود توجه دارد نه خواسته های واقعی مشتری دچار نزدیک بینی در بازار خواهد شد.
کسی که مته می‌خرد خواسته او سوراخ در دیوار است نه مته. کسی که تله‌موش می‌خرد بدنبال دفع موش است نه خود تله‌موش. مردم منافع محصول را می‌خرند نه خود محصول را. بنابراین اگر تله موش می‌سازید فقط به دنبال ارتقای کیفیت تله موش نباشید چون ممکن است شرکتی دیگر راهی بهتر برای دفع موش پیدا کند.

فکر کنید که در همین سالهای اخیر چه محصولاتی از بازار کنار گذاشته شده‌اند. مثلا نوار کاست با ورود سی‌دی و سپس دی‌وی‌دی از بازار محو شد وشرکتهائی که نوارکاست تولید می کردند، با اختراع سی دی یا خود را تطبیق دادند و یا  بازار را ترک کردند. سی‌دی در دنیای دیجیتال فقط جایگزین نوارکاست نبود بلکه جایگزین فلاپی دیسک هم شد.

بنابراین اقبال مردم به محصول شما در حال حاضر به معنای تداوم موفقیت شما نیست. همواره ممکن است جایگزینی برای محصول شما پیدا شود که بهتر خواسته های مشتری را برآورده کند.

همچنین باید توجه داشته باشیم که یک محصول یا خواسته ممکن است چند نیاز را با هم ارضا کند.‌کسی که اتومبیل مرسدس می خرد. تنها وسیله ای برای مسافرت داخل شهری یا برون شهری نمی خرد او احتمالا نیاز به راحتی، امنیت و احترام را نیز با این کار ارضا می کند.

تمرین

تمرین

به محصول یا خدماتی که می‌فروشید فکر کنید و اینکه محصول یا خدمات شما چه نیازی از مشتری را ارضا می‌کند و در حقیقت چه منافعی برای او دارد.

شناخت این منافع نقشی حیاتی در موفقیت ارتباطات بازاریابی شما ایفا خواهد کرد.

اگر خواهان پیشرفت کسب و کار خود هستید. تمرینات این سلسله درسها را سرسری نگیرید. انجام یک تمرین گاه بهتر از خواندن یک کتاب به انسان کمک می کند.

آخرین مطالب مرتبط با موضوع مدیریت بازاریابی

 

لیست کامل مطالب مرتبط با موضوع مدیریت بازاریابی

درباره ی محمد‌رضا حق‌پرست

محمدرضا حق‌پرست نویسنده کتاب شخصیت‌شناسی انیگرام برای فروشندگان حرفه‌ای کارشناس‌ارشد مدیریت بازاریابی، 31 سال سابقه کار در صنعت و بازرگانی و 16 سال سابقه مدیریت و مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید