قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / مشاوره بازاریابی
مشاوره

مشاوره بازاریابی

معمولاً همه ما انسانها وقتی درگیر یک کار هستیم برخی از مسایل و مشکلات آن کاز از دید ما پنهان می ماند، به اصطلاح آن مشکلات در نقطه کور دید ما قرار دارند.

اگر شطرنج بازی کرده باشید لابد متوجه شده اید که فردی که از بیرون به صفحه شطرنج نگاه می کند عموماً حرکتهائی را پیشنهاد می دهد که به فکر بازیگران اصلی نمی رسد.

بر همین اساس گاه ممکن است یک مدیر عامل یا کارآفرین باتجربه و متخصص هم چنان درگیر روزمرگی شود که برخی از مسایل سازمانی از دیدش پنهان بماند در این موارد این مساله پنهان از جائی سر باز می کند و معضلی برای سازمان ایجاد می کند.

در این موارد است که لازم است فردی متخصص و با تجربه به عنوان مشاور از بیرون سازمان وارد گود شود و ریشه مشکل را که همان مساله پنهان از دید است شناسائی کند و به مدیران سازمان در راه رسیدن به راه حل مساله کمک کند.

تعریف مشاوره و انواع مشاوره آن

همه ما کم و بیش مفهومی از مشاوره مدیریت در ذهن داریم اما خوب است برای شروع یک تعریف ابتدائی از آن ارائه بدهیم:

مشاوره مدیریت خدمتی که توسط یک فرد یا افراد مستقل و واجد صلاحیت به سازمانهای تجاری، عمومی و یا غیرانتفاعی ارائه می‌شود. هدف این خدمات بهبود عملکرد آن سازمان است. برای رسیدن به این هدف مشاور مسایل و مشکلات فعلی سازمان را در حوزه تخصص خود شناسایی و راه حلهای لازم را برای رفع مشکلات ارائه داده و به مدیران سازمان برای اجرای راه حلها کمک می کند.

 

البته در عمل ممکن است تغییراتی در این تعریف روی بدهد. اگر در تعریف فوق دقت کنیم متوجه می شویم که مشاوره مدیریت در دو فاز انجام می شود فاز اول تشخیص مشکل است و فاز دوم پیدا کردن راه حل مناسب برای آن مشکل.

ادگار شاین از متخصصان حوزه مدیریت بر اساس اینکه مدیر و مشاور هر کدام تا چه حد در دو فاز فوق درگیر می شوند، سه نوع مدل مشاوره را شناسائی کرده است:

  • مدل خرید تخصص

در این مدل مدیران سازمان مشکل را خودشان تشخیص می دهند و از مشاور فقط انتظار دارند که راه حل مساله را ارائه کند. در این روش مشاور تعامل زیادی با سازمان مربوطه ندارد و معمولا این نوع مشاوره به صورت تک جلسه ای ارائه می شود.

لازم به گفتن نیست که در این روش امکان موفقیت مشاوره ناچیز است.

  • مدل پزشک – بیمار

در این روش مشاور با استفاده از تجارب و تخصص خود مساله سازمان را تشخیص می دهد و سپس به مدیران سازمان توصیه های لازم را برای حل مساله ارائه می دهد. موفقیت این روش بستگی به میزان عمل مدیران به توصیه های مشاور دارد.

  • مدل فرآیندی

در این مدل مشاور  به مدیران کمک می کند که مسایل و مشکلات سازمان را شناسائی کنند و و با کاوش و تحقیق درباره ابعاد مشکل، متدولوژی حل مساله را برای آنها بیان می کند و در نهایت خود مدیران راه حل مشکل را انتخاب می کنند. مزیت این روش برای سازمان این است که علاوه بر رفع مشکل، مدیران نیز توانمندی لازم را برای حل مشکلات مشابه پیدا می کنند. در این روش مشاور تعامل بلند مدت تری با سازمان خواهد داشت و از آنجائی مدیران خود مسئول حل مساله هستند امکان موفقیت مشاوره بسیار بالا است.

ویژگیهای یک مشاور مدیریت خوب چیست؟

مشاور مدیریت باید دارای تجربه کافی در امری که مشاوره آن را برعهده می گیرد باشد. اینکه یک نفر دارای دانش آکادمیک در رشته ای باشد برای انجام مشاوره لازم است ولی کافی نیست.

چنین فردی نمی تواند تنها به آموخته های خود در تحصیلات آکادمیک اکتفا کند. مشاور خوب همواره باید در پی افزایش دانش خود باشد.

مشاور مدیریت باید دارای مهارتهای اساسی کسب و کار مانند مهارت حل مساله، مهارت ارتباط، مهارت تصمیم گیری و … باشد.

 

اشکالاتی که ممکن است به ذهن شما برسد و مانع استفاده شما از مشاور شود

  • مشاور اگر می توانست خودش کسب و کاری راه می انداخت؟

در پاسخ به این ایراد می توانیم بگوئیم که

اولاً خود مشاوره یک کسب و کار محسوب می شود.

ثانیاً افراد مختلف علایق متفاوتی دارند. یک نفر ممکن است از کار اجرائی لذت نبرد، بلکه لذت او در آموختن باشد. چنین افرادی ترجیح می دهند که به عنوان مشاور فعالیت کنند تا اینکه مدیر اجرائی باشند.

ثالثاً ریسک پذیری افراد نیز متفاوت است. افرادی هستند که ممکن است مدیران اجرائی توانمندی هم باشند اما آن اندازه ریسک پذیر نباشند که بخواهند نقش کارآفرین را برعهده بگیرند.

 

  • ما کار خودمان را بلد هستیم و نیازی به مشاور نداریم

همانطور که در مقدمه گفتیم معمولا انسان وقتی درگیر کاری است بسیاری از موضوعات و مسایل از دید او پنهان می ماند و انسان دچار نوعی نزدیک بینی می شود.

اگر فرض کنیم که مدیری دچار این مشکل هم نباشد و بتواند تمامی مسایل و مشکلات را از بدو شروع ردیابی کند و تشخیص بدهد. بازهم شناسائی مشکل یک چیز است و ارائه راه حل برای آن مشکل چیز دیگر. ارائه راه حل معمولا نیازمند تحقیق و تحلیل داده ها است و معمولا مدیران اجرائی که درگیر کارهای روزمره هستند کمتر فرصت زمانی کافی برای چنین تحقیقی را دارند.

  • یکی از دوستان من مشاور گرفته بود و می گفت فایده ای نداشته است.

ریشه این ایراد به این مطلب برمی گردد که ممکن است دوست شما فردی مناسب را برای مشاوره خود انتخاب نکرده باشد همانطور که گفتیم مشاور خوب باید هم تخصص و هم تجریه لازم را داشته باشد و علاوه برآن دارای مهارتهای لازم هم باشد.

این احتمال هم وجود دارد که مدلی که دوست شما برای مشاوره انتخاب کرده بود مناسب مشکل نبوده باشد؛ مثلاً مدل فرآیندی برای ایشان مناسب بوده، اما مدل خرید تخصص را انتخاب کرده باشد.

  • هزینه مشاوره خیلی بالا است.

خوب باید ببینیم هزینه مشاوره بیشتر است یا ضرر و زیانی که ممکن است بخاطر بی توجهی به یک مساله و عدم حل درست آن متوجه کار و کسب شما بشود؟

ما هم قبول داریم که هزینه مشاوره کم نیست اما با توجه به سودی که می توانید از آن ببرید هزینه مشاوره بسیار ناچیز است.

 

در پایان خوب است مروری دوباره به مزایای مشاوره داشته باشیم:

  • مشاوره می تواند مسایل و مشکلاتی را در شرکت شما تشخیص بدهد که معمولا مدیران سازمان به علت درگیریهای روزمره قادر به دیدن آن نیستند.

  • مشاور می تواند به شما کمک کند که راه حلهای مناسب برای مشکلات خود بیابید.

  • مشاوره می تواند حرکتی برای ایجاد تحولی عمیق در سازمان شما جهت سود دهی بیشتر و یا بهره وری افزونتر ایجاد کند.

  • مشاور می تواند به ارتقای دانش سازمان شما و حرکت آن به سمت یک سازمان هوشمند کمک کند.