قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / خودشناسی / حالتهای نفسانی در تحلیل رفتار متقابل

حالتهای نفسانی در تحلیل رفتار متقابل

در پست قبل مقدمه کوتاهی در مورد تحلیل رفتار متقابل بیان شد. قبل از خواندن این مطلب بهتر است نگاهی به آن مقدمه بیاندازید.

اریک برن در مشاهدات بالینی خود متوجه شد که در طول زمان و بر اثر اتفاقات بیرونی حالتهای افراد تغییر می یابد. مثال زیر این تغییر حالتها را نشان می دهد:

مثال
الف. مهرداد در حال رانندگی در اتوبان تهران- کرج است. او در عین توجه به رانندگی در حال گوش دادن به موسیقی است. ناگهان پرایدی که در حال لایی کشیدن از بین اتومبیلهاست از سمت راست او سبقت می گیرد و جلوی او می پیچد. مهرداد دچار ترس می شود پای خود را از پدال گاز بر می دارد و پدال ترمز را فشار می دهد تا سرعت کاهش پیدا کند و با پراید تصادف نکند. موضوع به خیر می گذرد.

ب. مهرداد پس از سر گذراندن خطر تصادف عصبانی می شود و شروع می کند به غر زدن: “هرکی گاو و گوسفندش را فروخته و آمده تهران ماشین خریده. کی به اینها گواهینامه داده و…”

ج. مهرداد به راه خود ادامه می دهد. ناگهان متوجه می شود که اتومبیل پست سر وی چراغ می زند که از سر راه کنار  برود و به او اجازه عبور بدهد. مهرداد با خود ولی خطاب به راننده عقبی می گوید: ” تو دیگه چی میگی خوب بگیر سمت راست برو.”

اگر به مثال توجه کنیم در بند “الف” افکار، احساسات و اعمال مهرداد توجه به این زمان و این مکان بود. در حین رانندگی از موسیقی لذت می برد و ترس او نیز ناشی از خطری بود که همان لحظه او را تهدید می کرد و عکس العمل او رفتاری برای رفع  مشکلی بود که در آن لحظه برای او رخ داده بود.

از نظر اریک برن او در حالت “من” یا حالت نفسانی “بالغ” قرار داشت. ویژگیهای “بالغ” عبارت است از

  • توجه به زمان حال و اتفاقاتی که در همان زمان برای او در حال رخ دادن بود و
    احساسات مرتبط با اتفاقات زمان حال.
  • تکیه به توانائی های خود
  • حل مشکلات و مسائل موجود با استفاده از امکانات و توانائیهای خود بعنوان یک انسان بزرگسال.

اما در موقعیت “ب” رفتار و احساسات او ربطی به این زمان و این مکان نداشت. راننده رفته بود و عصبانیت او کمکی به حل مساله نمی کرد. مهرداد احتمالا به گذشته رفته بود به زمانی که پدر یا مادرش از رفتار او یا شخص دیگری ناراحت می شد و شروع می کرد به غر زدن و بد و بیراه گفتن. او در حقیقت از رفتار و احساسات یکی از والدین خود تقلید می کرد.

از نظر اریک برن وقتی افکار، احساسات و رفتار یک فرد همان افکار، احساسات و رفتار پدر و مادر یا جانشینان آنها باشد. فرد در حالت نفسانی “والد” قرار دارد.

منظور از جانشینان والدین افرادی مانند پدر بزرگ و مادربزرگ و یا عمه و عمو و یا مربی مهد کودک و یا حتی تلویزیون است. کسانی که کودک در چند سال اول زندگی خود تحت تاثیر آنها بوده است.

در موقعیت “ج” مهرداد هنوز عصبانی است و با آنکه می تواند به راننده اتومبیل عقبی راه بدهد اما این کار را نمی کند. در این زمان احتمالا او به زمان کودکی خود رفته است. وقتی پدر و مادر از او می خواستند کاری را انجام بدهد اما او لجبازی می کرد و کاری بر عکس انجام می داد.
این حالت نفسانی را اریک برن حالت “کودک” نامید. زمانی که افکار، احساسات و رفتار فرد شبیه رفتارهای کودکی او می شود.

یک اشتباه متداول

برخی از افراد حالتهای نفسانی را خیلی ساده کرده اند. آنها می گویند:
وقتی فکر می کنید در حالت “بالغ” هستید.

 وقتی قضاوت می کنید و می گوئید باید این کار را انجام داد یا نباید آن کار را انجام داد در حالت “والد” هستید.

وقتی دچار احساسات می شوید در حالت “کودک” هستید.

شاید در مواردی این تحلیل ساده درست باشد اما همیشه اینطور نیست. مثلا فرض کنید خانمی خبر مرگ عزیزی را می شنود. مرگ یک واقعیت این زمانی و این مکانی است و بدیهی است که او دچار غم شود. پس غمگین شدن با اینکه یک حالت احساسی است اما مربوط به حالت نفسانی “بالغ” است. اما اگر او خود را روی زمین انداخت و خاک بر سرش ریخت و گونه هایش را با ناخن خراش داد. این رفتار او ناشی از حالت نفسانی “والد” است. او این کارها را احتمالا در زمان کودکی از مادر خود آموخته است.

بنابراین هر احساسی را نمی توان به “کودک” نسبت داد.

در ضمن والدین شما که همیشه امر ونهی نمی کردند. آنها هم “والد”، ” بالغ” و “کودک” داشتند. وقتی شما رفتار آنها را تقلید می کنید ممکن است رفتار “بالغ” یا “کودک” آنها را تقلید کنید.
آیا “والد” و “کودک” مزاحم هستند

شاید تا اینجا نتیجه گرفته باشید که “والد” و “کودک” به درد زمان  حال نمی خورند و بهتر است که این حالتها حذف شوند. اما اینگونه نیست

“والد” منبع عظیمی از اطلاعات است که رفتارهای روزمره ما را سامان می دهد. سنتها و آیینها و حتی بسیاری از کارهای روزمره مانند نحوه غذا خوردن، معاشرت با دیگران و یا نحوه رد شدن از خیابان در “والد” ضبط است و ما را از تصمیم گیری های اضافی نجات می دهد.

اسفند ماه که می شود خانه تکانی می کنیم. برای عید لباس نو می خریم و یا عید سفره هفت سین پهن می کنیم. اینها همگی رفتارهای بخش “والد” ماست.

کودک هم منبع شور و هیجان، عشق و دوست داشتن و خلاقیت است. انسانهائی که “کودک” فعالی ندارند انسانهایی خشک، سرد و رسمی  به نظر می رسند. بخشی از لباس نو برای عید خریدن و یا سفره هفت سین چیدن مربوط به “کودک” ماست. بخش “کودک” ما تعیین می کند که سفره هفت سین با عشق و علاقه و شور و هیجان و خلاقیت چیده شود و یا مثل وظیفه ای رسمی و از سر تکلیف و از ترس اینکه دیگران نگویند ” عید رفتیم خونه شون سفره هفت سین نداشتن.”

در بخش بعد که در مورد محتویات “والد” و “کودک” از دید تحلیل رفتار متقابل صحبت می کنیم متوجه می شوید که در چه مواقعی این دو حالت من می توانند برای ما مشکل ایجاد کنند.

آنچه تاکنون در مدیر پیشرو درباره تحلیل رفتار متقابل منتشر شده است:

نگاهی به تحلیل رفتار متقابل

حالتهای نفسانی در تحلیل رفتار متقابل

تحلیل رفتار متقابل: حالتهای “والد”

درباره ی محمد‌رضا حق‌پرست

محمدرضا حق‌پرست نویسنده کتاب شخصیت‌شناسی انیگرام برای فروشندگان حرفه‌ای کارشناس‌ارشد مدیریت بازاریابی، 31 سال سابقه کار در صنعت و بازرگانی و 16 سال سابقه مدیریت و مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید